کنفرانسهای زلزله به چه کاری میآیند ؟
یا
چرا کنفرانس و همایش زلزله در ایران برگزار میکنیم ؟
کنفرانسهای زلزله ایران برای چند گروه بسیار مفید میباشند
1- برگزار کنند گان
2- مجامع علمی
3- اساتید دانشگاه ها و کسانی که با ارائه مقاله می توانند رتبه و امتیازی برای خود دست و پا کنند
4- مسئولان مملکتی ! خصوصا برای ارائه گزارش
5- اخبار سراسری و عنوان خبری ساعت نه شب
برای نوشتن یک مقاله علمی که بتواند توسط آن رتبه علمی خود را در مجامع علمی بالا برد به چه نیاز داریم؟
1- یک عدد کامپیوتر
2- یک خط تلفن جهت اینترنت
3- چند عدد دانشجو که برای شما مقاله جمع اوری کنند
4- یه چند ساعت برای قطع و نصب و سرو سامان دادن به سر و دم مقالات قبلی که خودشون کپی پیست مقالات قبل از خود است برای ایجاد یه مقاله جدید !
5- اگر هم خیلی کارشون درست باشه و بخواهند زور بزنند گشتی در مقالات و اخبار روزنامه های درگیر در امر زلزله در چند روز زلزله بم و سونامی و هند و پاکستان !
6- و در آخر یه آشنا تو کمیسیون بررسی مقالات برای تاپید مقاله !
( البته منظور من مسلما محققین واقعی مملکت نیستند )
یه نگاه اجمالی به مقالات ارائه شده در این چند وقت به من یاداوری می کند که !
1- چند وقتی است که تحقیقات ما دولتی است ! یعنی تنها ارگانی که هزینه برای تحقیقات داره دولت است ! اونهایی هم که کار دولتی رو میشناسند می دونند که کار دولتی بیشتر منافع کارمند و اداره رو تامین می کند تا منافع سوژه تحقیق !
2- تحقیقات ما بررسی سوژه برای بیان مشکل و زوایای حدوث آن است ! بدون آنکه به راه حل پرداخته شود ! راه حل باقی می ماند تا مسئولان دولتی و کارشناس هایشان برایش فکری کنند !
3- قطب علمی دانشگاه تنها مسئول دیده بانی است آنهم نه با حضور در مناطق به طور واقعی ! بلکه حضور غیر مجازی ! از طریق عکس و مقالات روزنامه ها و خبرنگاران غیر حرفه ای ! آنکه می بایست راه کاری برای حل مشکل بیابد ! یا یک پیمانکار زرنگ است که میخواهد دولت را سرکیسه کند ! یا کارمندان بخش طراحی یه وزارت خانه که همیشه از حقوق و مزایایش دلخور است ! و از صبح در فکر کار دومی است که باید تا به شب آنرا برای شرکت مشاور یا پیمانکاری که ساعتی برای ان کار میکند و در حقیقت همان شرکت برای اداره اش طرف قرار داد و در حال انجام پروژه است ! و تمامی اندیشه اش این باشد که شاید با چند رانت خواری به نتیجه ای برسد و او هم بعد از عمری ماشین و خانه ای داشته باشد .
4- و گروهی که هیچگاه نمی توانید به این راحتی ببینیدشان ! انسانهایی که میخواهند در این مراکز دولتی نان حلال بخورند !
خلاصه کلام !
1- اگر مطلبی را بر اساس تحقیقات خودت و در مناطق زلزله زده تهیه کنی ! چون اراپه کنی یک ماه بعد صد برابر بهتر از تو تزئین شده با عکس و فتوشاپ روی دکه روزنامه فروشیها و مجلات علمی به نام اساتید مدرک دار اما دزد خواهی یافت !
2- اگر مطالبت را در اینترنت در معرض دید بگذاری ! چند روز بعد در سایت های دولتی علمی که با بودجه های هنگفت سرگرم فعالیت هستند همچون این مورد پایگاه علوم داده های زمین پیدا خواهی کرد
3- اگر هم حقیقت را بگویی تکفیر می شوی !
نتیجه گیری : دوستی مرا نصیحت میکرد که تو هم مثل تمامی محقیقن واقعی این کشور ! مطالبت را اراپه نکن نه در مقالات روزنامه ها نه در اینترنت ! جمع کن بعد یکی دو سال که کتاب شد اول ترجمه کن برای یه کنفرانس بین المللی بفرست و بعد هم یه کتاب کن بده چاپش کنند !
گفتم : اگر در این یکی دوسال که می فرمایی ! مطالب من که میتواند برای آن مربی امداد و نجات مرجعی برای آموزش باشد و شاید موجب شود که جان حتی یک نفر را نجات بدهد ، در گوشه کامپیوتر خانه ام خاک خورد ! چگونه می توانم در زمان زلزله بعدی خودم را ارام کنم که چرا آنرا در اختیار آن امداد گر نگذاشته ام؟
گفت پس هر بلایی به سرت بیاورند ، حقت است ! اعتراض نکن و ناراحت هم نشو !
اما من نمی دانم چرا
هم ناراحت می شوم و هم عجیب غمگین !
























.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)

