تبليغاتX
موج پیشرو

موج پیشرو

ثمره رویای خدمت به وطن است

 آموزش امدادونجات

کلاس باز آموزی مربیان هلال احمر

چهارشنبه یعنی همین امروز ساعت ۵ الی ۸ شب یک کلاس آموزشی برای مربیان هلال احمر در شهر کرج برگزار میکنم در زمینه اسکان اضطراری اگر کسی علاقمند است که سه ساعت فشرده این دوره را تجربه کنه یه کامنت بذاره با آدرس ایمیل تا برای اومدنش هماهنگ کنم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 1:11  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

اولین گزارش از بازدید مجدد از روستای حتکن

بعد از دو ماه که از

زلزله زرند کرمان میگذرد

 

سايه به سايه من مياد

حداقل تو چهل تا عکس تخصصی که برای کلاس آموزشی اين هفته ام گرفتم عکسش هست

از چادر ها عکس ميگيرم مياد وسط کادر

از آوار برداری عکس ميگيرم مياد وسط کادر

از سرويسهای بهداشتی عکس ميگيرم وسط کادر تصوير اونه

نگاهش ميکنم و ميگم عزيزم کاری با من داری

ميگه يه عکس از من بگير

ميخندم و ميگم وايسا اينجا تا عکست رو بگيرم

دست ميکشه به موهاش و روسری کهنه اش رو صاف ميکنه

عکس گرفتن که تموم ميشه

نميخواد حتی عکس رو ببينه

مياد کنارم می ایسته و ميگه بريم تا ته ده اونجا رو هم ببين

اما باطری دوربينم ديگه تموم شده

ميخندم و ميگم کار من ديگه تموم شده دست تکون ميده برام و ميره

 تو فکرم دارم لحظه ای رو که تو کلاس

 به مربيان امداد و نجات هلال احمر اموزش ميدم را تجسم ميکنم

چقدر عکسها با اون دختر حتکنی زيبا و واقعی خواهد بود

 

پی نوشت :

 حتکن روستايی فراموش شده که در زلزله زرند کرمان صد در صد تخريب شد

من زرند کرمان هستم . امروز از مناطق زلزله زده بازدید کردم و با قطار امشب برمیگردم تهران .

این مطلب برگرفته از وبلاگ مهندس شاهوار (شاه لرزه ) است بخونید که خیلی جالبه !
گروه امداد و نجات دبیرستان ادب
بچه های کلاس دوم ریاضی دبیرستان ادب،يک گروه امداد و نجات تشکيل دادن. به قول خودشون الان يک نهال هستند ولی قراره که درختی تنومند بشوند. اونوقت شايد بشه که از شاخه های اين درخت ،درخت های ديگری در بقیه مدارس درست کرد.
اين بچه تنبلهای فعال يک وبلاگ هم دارن که آدرسش اینه :
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1384ساعت 17:1  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

امدادونجات

امروز با چند خبر در خدمتتون هستیم

اول از همه سایت موج پیشرو

http://mojepishro.com

 سایت موج پیشرو  ظرف این مدت کوتاهی که از عمرش میگذره تونسته بیاد تو صفحه اول سرچ گوگل فارسی و در بعضی کلمات همچون زنده یابی و آوار برداری و امداد و نجات هم توی  ۵ رتبه اوله . در ضمندوستان گرامی موج پیشرو شما عزیزان ، اگر تا بحال به ما تو وبلاگهاتون لینک ندادین بی زحمت لطف کرده و اقدام کنید تا بتونیم سایت رو هرچی زودتر در سطحی وسیع تر معرفی کنیم . یه لینک هم برای ما خیلی با ارزشه و میتونه باعث بشه یه نفر بیشتر از مطالب سایت استفاده کنه .

خبر دوم در مورد مقاله ای است که تو روزنامه ایران در روز جمعه چاپ شده در مورد جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران که فعالیت و اعضاء و اهداف جمعیت رو معرفی کرده است . وقت کردین و گیرتون اومد مطالعه کنید .(منهم خبر نداشتم روزنامه ایران جمعه ها هم منتشر میشود )

خبر سوم در مورد یه وبلاگ است که نویسنده اون نوشته که مربی امداد و نجات است و مطالب سایتها و وبلاگها رو  بدون ذکر نام ماخذ تو وبلاگش به نحوی مینویسه که خواننده فکر میکنه کار خودشه ! تا اینجای داستان که این عمل برای جماعت وبلاگ نویس و شاید برای همه تکراریه ؛ اما نکته جالبی که تو این داستان وجود داشته این بود که این رفیق عزیز خاطرات شخصی من رو هم با نام خودش بدون اینکه کلمه ای از اون رو حذف یا اضافه کنه تو وبلاگش گذاشته ! البته از حق نگذریم یه کلمه رو عوض کرده تو یه قسمت که من نوشته بودم ( در برگشت به پایگاه سیدالشهدا شارژ موبایلم تموم شده ) اون کلمه موبایل رو با کلمه بیسیم عوض کرده ! بنده خدا مثل اینکه موبایل براش بی کلاسی بوده یل شاید بقیه می پرسیدن تو که مربی هستی چرا بیسیم نداری! خلاصه چند تا از دوستان ایمیل زدن و آف گذاشتن که این داستانه و من رفتم و دیدم و خندیدم ؛ اما بچه ها موج پیشرو اصرار کردن که تذکر بدن که ماخذ رو اعلام کنه و کامنتی براش گذاشتن که با ذکر ماخذ هم دوست ما خواهی بود و هم مطلبت رو میتونی بنویسی ! اما جناب دوست شریف ما تیر خلاص را در روابط زدند و ساده ترین راه رو انتخاب و کامنت رو پاک کردن ! خلاصه اگر این دوست تا هفته بعد تصمیمشون در مورد روش کارشون رو عوض نکنن مجبور میشیم آدرس و نامشون رو  با آنچه رفتار کردن ، بگذاریم رو سایت و وبلاگ موج پیشرو ! البته با توجه به اینکه ایشون هر سه مقاله آخری وبلاگ را دو روز بعد از نوشته شدن توسط من بروی وبلاگشون گذاشتن ، مطمئنا این هفت روز فرصت کافی به نظر میرسه !!

خبر چهارم اینکه سر برنامه این دوست شریف مان ، دیدیم که شهلا عزیز از وبلاگ الهه مهر که از داستان با خبر شده بود و رفته بود به وبلاگ طرف سر زده بود برای ما یه آدرس فرستاد که یکی دیگه با استفاده از کپی کردن مطالب سه تا سایت موج پیشرو  و جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران و مهدی وجودی یه پایان نامه مشتی تحت نظر استاد راهنماشون تهیه کرده رفتیم و خوندیم و دیدیم درسته بعد  قرار شد برای اون استاد گرامش یه نامه بزنیم و از اینکه به مطالب سایت ما نمره عالی داده تشکر کنیم  ! آدرس این سایت هم اگر توجه نکرد مجبورا میذاریم رو هر سه سایت که دیگه استاد راهنما ها حواسشون رو جمع کنند .

در پایان زیاده عرضی نیست جز  آرزوی سلامتی و بهروزی برای همه شما

سعیدی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1384ساعت 14:47  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

آموزش مقدماتی امداد و نجات

بخش اول

 آوار برداری

 

قسمت دوم : آشنایی با وظایف تیم آوار برداری

در زمان ورود به منطقه عملیاتی

 

تیمهای آوار برداری پس از ورود به منطقه ؛ میبایست دارای یک برنامه ریزی از قبل تعیین شده و مدون باشد تا بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن ؛ آغاز به عملیات کنند . سرفصلهایی که در زمان ورود یک تیم آوار بردار میبایست به آنها توجه نمایید بترتیب زیر میباشد

 

·   اعضا ثابت و کارآزموده برای هر تیم میبایست در یک لیست ثبت نام شده و در ماشین فرماندهی یا در پیش نیروهای امداد گر و پشتیبان که درمعرض خطر زیر آوار باقیمانده نیستند نگهداری شود . این کار باعث میگردد تا در صورتی که یک تیم سه نفره در حین آوار برداری در زیر اوار بماند تیمهای پشتیبانی بتوانند با مراجعه به نامهای ثبت شده آنها را مشخص نمایند . این امر در زمانی که تیمهای جستجو چند صد نفر و در گسترده گی چند هکتار به فعالیت مشغول هستند بسیار با اهمیت خواهد بود .

·   سرپرست تیم آوار برداری در ابتدا میبایست به تنهایی از محل بازدید به عمل آورده واقدام به تهیه یک کروکی اولیه نماید . این کروکی مسیر میبایست با تعین مسیرهای عبور و دسترسی به محلهای مورد نظر؛ کمترین احتمال عبور از روی آوارهایی که احتمال وجود مجروحین در زیر آن هستند را دارا باشد .

·   میبایست سرپرست تیم از ابتدا برای دپوی اوارهای برداشت شده محلی را معین نمائید . اینکار از دوباره کاری و برداشت دوباره آوار توسط تیمهای دیگر یا خود شما جلوگیری مینماید .

·   سرپرست تیم با تفکیک کارهای مورد نظر خود در میان تعداد نیروهای تحت امر به نحوی که زمانهای استراحت برای تمامی نیروها بدون آنکه کار متوقف گردد در آن لحاظ شده است کار را آغاز مینماید . مسلما کارها میبایست به نحوی تقسیم گردد که نیروهای تحت امر به کارهای تخصصی خود بپردازند

·   در طی شروع کار میبایست حتما مدت زمان ده دقیقه را برای زنده یابی تخصصی اختصاص داده تا در صورتی که حتی یک ناله ضعیف هم قابل شنیدن هست توسط نیروهای تحت امر سرپرست تیم نجات شناسایی گردد .

·   برای آنکه صداهای خاص همچون ترک خوردن یک جزء ساختمانی و یا آغاز به ریزش یک دیوار و یا ناله ای از یک مجروح تازه  به هوش امده را از دست ندهید سعی نمائید تا در طی عملیات کمترین گفتگو را مابین اعضاء تیم  داشته باشید .

·   به بوهای خاص متصاعد از زیر اوار توجه کنید ؛ گاه بوی گاز یا بوی نفت و یا بنزین یک هشدار جدی برای شماست ! مخازن نگهداری این مواد قابل اشتعال را شناسایی و برای ایمن سازی ان حتما اقدام نمائید . بوهایی همچون بوی تعفن را نیز مطمئنا پیگیری می نمائید . البته بعد از مدتی که از حضور شما در منطقه آسیب دیده میگذرد بوی تعفن تقریبا عادی میگردد !

·   مکانی را برای نگهداری اجساد در نظر بگیرید که دور از دسترس حیوانات موذی باشد و بحث امنیت در ان لحاظ شده باشد .

·   مکانی را برای نگهداری مجروحان در نظر بگیرید که در دسترس بوده و امکان نشستن و برخاستن هلی کوپتر و عبور و مرور ماشینهای امدادی برای ان در نظر گرفته شده است .

·   توجه خاص به دیوارهای ترک خورده چه در محل اوار برداری و چه در مکانهایی خاص همچون محل نگهداری کودکان و مجروحین و اجساد و نیز اردوگاه و یا محل استراحت تیم در زمان استراحت خصوصا اگر منطقه گرم با افتاب شدید دارد ؛ نمائید!

·   یکی از وظایف سرپرست تیم نجات ؛ ایمن سازی منطقه عملیاتی با قطع برق و گاز و آب قبل از آغاز کار میباشد در همین راستا میتوان به مسدود نمودن منطقه عملیات با نوارهای خطر برای ایمن سازی  نیروهای غیر متخصص که احتمال آسیب دیدگی انها میرود اشاره نمود .

·   استفاده از تمامی نیروهای انسانی موجود در محل هم یکی از وظایف تخصصی مدیر تیم امداد و نجات است به همین منظورمیبایست توسط نیروهای خبره آموزش مقدماتی برای کارهایی همچون جابجایی آوارهای برداشت شده و انتقال آن به محل دپو به نیروهای داوطلب مردمی داده شود و توجه گردد که هیچگاه نیروهای داوطلب را از خود نرانید آنها کمکهایی فوق العاده ای هستند به شرطی که مدیریت شوند .

·   در صورتی که برای عملیات امداد اماده میشوید هیچگاه فرمانهای غیر واضح و یا ناقص ندهید . سعی کنید کوتاه اما واضح و شفاف دستور دهید تا نیروهای تحت امر شما بتوانند به شما اعتماد کنند .

·   برای پس لرزه ها برنامه داشته باشید . این بدان معنی است که شما هیچگاه در حین اوار برداری نباید از پس لرزه غافل شوید .

·        برای ثبت تعداد مجروحین و اجساد برنامه داشته باشید

 

مهندس علیرضا سعیدی

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1384ساعت 16:23  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

زنده یابی

آموزش مقدماتی امداد و نجات

بخش دوم

 زنده یابی

 

زنده یابی درزمان حال تخصص ویژه ای است که در جهان بصورت اکادمیک تدریس میگردد و در ایران نیز در هلال احمر به آن چندی است که پرداخته شده است ؛ اما آنچه را که ما در این سایت به ان خواهیم پرداخت؛ آموزش سرفصلهای عمومی این کار برای عموم مردم است تا بتوانند به عنوان یک نیروی آماتورامداد گر؛ در زمان وقوع حادثه عمل نموده و به یاری هموطنان خود بشتابند و یا حد اقل در صورتی که خدای ناکرده ؛ خود در زمان زلزله در زیر اوار محبوس گردیدند بتواند در جهت نجات جان خودشان مورد استفاده قرار گیرد . بدین لحاظ ما ما با آشنا نمودن شما با سرفصلهای آموزشی آنچه در طی کلاسها بطور تخصصی به ان پرداخته میشود این امکان را به شما میدهیم که با استفاده ازافقی که در برابر دید شما گشوده میگردد در صورتی که تمایلی به ارائه چنین خدماتی در خود حس میکنید برای یافتن آموزشهای تخصصی آن اقدام نمائید.

 

قسمت اول : نشانه گذاری

 

زنده یابی با نشانه گذاری آغاز میگردد ؛ هر مجروح و یا محبوسی در زیر اوار با اتمام زمین لرزه نا خودآگاه شروع میکند به درخواست کمک کردن و این موضوع میتواند در بخش آموزش امداد گران یکی از مهمترین مباحث امداد و نجات باشد ؛ افراد محبوس در زیر اوار در صورتی که بتوانند فریاد بزنند و درخواست کمک نمایند این امر را انچنان با شدت و بدون وقفه انجام خواهند داد که به سرعت کارائی حنجره خود را از دست خواهند داد همانگونه که تماشاگران فوتبال پس از مسابقه دیگر قادر به صحبت کردن نیستند . این مطلب موجب میگردد که تا نیروهای امداد گر حرفه ای که با محل حادثه دیده فاصله زمانی چند ساعته دارند به محل میرسند دیگر این عزیزان قادر به پاسخگویی به نداهای گروه کاوشگر نبوده و نیروهای امدادی که بروی آوار حرکت میکنند قادر به یافتن این عزیزان از روی صدای آنها نخواهند بود .

بنابراین میبایست از ابتدا به تمامی افرادی که در دوره های اموزشی امداد و نجات شرکت میکنند یاد داد که اگر خود در زیر آوار محبوس شدید از حنجره خود به نحو احسنت استفاده نموده و از جیغ زدن و فریاد کشیدن در زمانی که از بیرون صدایی که در جستجوی شما میباشد خبری نیست جدا خودرای نمایند .

امداد گران نیز میبایست بدانند که حضور هر چه سریعتر انان در منطقه حادثه دیده کمک بزرگی به یافتن افراد محبوس در زیر اوار خواهد بود و در صورت حضور در منطقه آسیب دیده زنده یابی و نشانه گذاری از آوار برداری ارجح تر بوده و حتما میبایست اولویت اول را به تیم زنده یاب و نشانه گذار داد و پس رسیدگی به تمامی صداهای قابل نشانه گذاری میبایست از تیم نشانه گذار خواست که به کمک تیم اوار بردار بیاید

 

برای نشانه گذاری میبایست توجه به چند نکته داشت

 

1-    تا حد ممکن تیمهای زنده یاب و نشانه گذار میبایست از راه رفتن بروی اوار خوداری کنند

2-    در تیمهای زنده یاب و نشانه گذار تا حد ممکن از افرادی با وزن کم و چالاکی بالا استفاده گردد

3-    در تیمهای زنده یاب و نشانه گذار تا حد ممکن میبایست از افراد با حوصله و دقت بی نهایت بالا بهره برد ؛ این موضوع خصوصا در تعیین نقطه قطعی محبوس در زیر اوار تاثیر گذار میباشد

4-    نشانه هایی که گروه نشانه گذار نصب میکنند نباید براحتی تغییر نماید

5-    نشانه های نصب شده براحتی قابل رویت بوده و در دسترس تمامی تیمهای امداد و نجات قرار بگیرد

6-    علامتهای گذاشته شده میبایست در بین تمامی تیمهای امداد و نجات مشترک بوده و به راحتی بتوان از مفهوم ان مطلع گردید

7-    تیمهای زنده یاب میبایست در هر پنج دقیقه تنها یکبار بکمک سوت زدن و یا با استفاده از بلندگو های دستی اعلام حضور نموده و سپس به مدت چهار دقیقه برای شنیدن پاسخ سکوت نماید

8-    برای آنکه تداخلی در اعلام و شنیدن تیمهای زنده یاب و نشانه گذارگروه های امداد و نجات مختلف بروز نکند از هردوازده ؛ پنج دقیقه یک ساعت اولین دقیقه ندا کردن و چهار ئقیقه گوش دادن لحاظ میگردد ؛ این بدان معنی است که بطور مثال از ساعت یک و بیست و پنج دقیقه نیمه شب تا یک و بیست و شش ندا میکنیم و از یک و بیست و شش تا یک و نیم گوش میکنیم .

9-    بهترین زمان برای زنده یابی شب میباشد . در شب حداقل صداهای جانبی را داریم که متاسفانه در چند زلزله اخیر تمامی شب نیروهای امدادی ما استراحت نمودند و در طول روز به کار پرداختند .

 

مهندس علیرضا سعیدی

 

 

توجه برای آشنایی بیشتر بامطالب و مفاهیم امداد و نجات در ایران به سایت                   

             http://www.mojepishro.com                      

   

               مراجعه کنید                                           

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1384ساعت 13:50  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

آغاز آموزش امداد و نجات در سایت و وبلاگ موج پیشرو فروردین 1384

 

آموزش مقدماتی امداد و نجات

بخش اول

 آوار برداری

 

قسمت اول : آشنایی با ضایعه نخاعی

 

در بم با پسر جوانی با نام میثم در مرکز نگهداری قطع نخاعی های امام رضا آشنا شدم ؛ میگفت پس از زلزله در زیر اوار محبوس شده بودم و تنها سرم بیرون از خاک و در فضایی محدود قرار داشت و دردی شدید در کمرم احساس میکردم ؛ پاهایم انگار قطع شده بود و من اصلا انها را احساس نمیکردم ! سعی کردم با دستانم که ازاد بود و با کمک گرفتن از یک تیرآهن که دقیقا بالای سرم قرار گرفته بود خودم را کمی از زیر بار سنگین اوار خلاص کنم که با اولین حرکت صدایی عجیب را در ستون فقراتم شنیدم و با دردری جانکاه از هوش رفتم ؛ پزشکان میثم معتقد بودند که او دچار ضایعه نخاعی بوده و اگر حرکت نمیکرده و توسط نیروهای امداد گر متخصص از زیر اوار بیرون آورده میشده اکنون یک قطع نخاعی نبود و امکان درمانش به مراتب بیشتر میگردید.میثم معتقد بود اگر در خصوص علائم ضایعه نخاعی چیزی در طی تحصیل خود و یا حتی در روزنامه خوانده بود هیچگاه چنین اشتباهی را مرتکب نمیشد !اکنون از شما میپرسم ؛ آیا شما علائم یک ضایعه نخاعی را میشناسید ؟ آیا با نحوه عملکرد خود چه در زمانی که خود حادثه دیده اید یا به کمک یک حادثه دیده میشتابید آشنا هستید ؟

 

علائم ضایعه نخاعی

 

1-    درد شدید و متمرکز در یک نقطه از ستون فقرات

2-    در موارد آسیب دیدگی ابتدائی خواب رفتگی پاها و اعضاء تحتانی 

3-    در مواردی که آسیب دیدگی جدی میباشد بی حسی در اندام تحتانی و خصوصا پاها

4-    در موارد پیشرفته عدم احساس اندام تحتانی خصوصا پاها به صورتی که مجروح به شما اعلام میکند که احتمالا پاهایش قطع شده است . توجه داشته باشید این حس با توجه به هوشیاری مجروح مطمئنا اشتباه است چرا که قطع عضو خصوصا در پا با خونریزی شدیدی که ایجاد میکند موجب از هوش رفتن مجروح ظرف ده دقیقه اول میگردد .

 

 برای آشنایی با نحوه عملکرد یک امداد گردر خصوص امداد و نجات به سایت موج پیشرو به آدرس www.mojepishro.com   مراجعه نمائید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1384ساعت 14:39  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

بعد از یکسال وقتی با خودم تنها میشوم به خودم میگم  

مطمئن باش

نیازی به اثبات نیست  ؛ نیازی به شکوه و قدرت هم نیست

تنها میبایست قدم برداشت بی هیچ انتظاری ؛ بی هیچ توقعی

 تنها برای آرامش خودت

نه برای هیچ چیزي و نه براي هیچ کس دیگری

سعیدی

وقت کردین به سایت موج پیشرو سربزنید و عکسهای آخرین سفرو نگاه کنید !

  http://mojepishro.com

ما هنوز برای موج پیشرو لگو درست نکردیم اما از تمام دوستان خواهش میکنم در صورت امکان برای اینکه سایت موج پیشرو درسرچینگ گوگل بالا بیاد لینک موج پیشرو را در وبلاگشون بذارن ! متشکرم

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1384ساعت 16:41  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

با شما از تهران تا بم

 

                                                         یک خبر مهم

               با زحمت یکماهه کاوه عزیزم

              سایت موج پیشرو راه اندازی شد

              http://mojepishro.com

گزارش سفر نوروزی به یتیم خانه علی ابن ابیطالب

مومن آباد بم

20 اسفند هشتاد و سه

از یتیم خونه مومن آباد زنگ زدن که بچه ها لباس عید ندارن و میخواهیم برای بیست . پنجم بفرسیمشون برن مرخصی بدون لباس ؛ شاید، فامیلاشون دلشون بسوزه برای اونها و در کنار لباس عیدی که برای بچه های خودشون میخرن ، برای اونها هم لباس بگیرن !

            یتیم خانه بم نوروز 84

                                             از سمت راست حسین - شکور - مرتضی

و من گفتم نه ؛ بچه ها رو خوار نکنین ؛ من سعی میکنم تا بیست و هشتم بهتون پول و لباس برسونم ! و این شد آغاز کار !

برای تموم دوستان اینترنتی ایمیل زدم و برای دوستان دیگه مسیج که کمک میخوام و اولین نفر اسد علیمحمدی  لبیک گفت . کارتهای تبریک رسید و پشت سر اون شهلا الهه مهر گفت که میام ؛ منتظرم باشید و کار آغاز شد ؛ هرچه به بیست و هشتم نزدیکتر میشدیم اضطراب من که تازه فهمیده بودم برای رفتن ماشین هم ندارم بیشتر میشد ! نه پول جور بود نه وسیله نقلیه و نه بلیط ! از اونطرف هم باز حرفهای جانبی دوباره آغاز شده بود و جنگ روانی هم آروم اروم موضوع جدی میشد ! من مجبور بودم یه پروژه کاریم رو روز بیست و هشتم تحویل بدم و این یعنی عملا من و کاوه تا ساعت نه شب سر کار بودیم ؛ با اومدن سعید حاتمی و شکلاتهاش روحیه ها بهتر شد و با خبر شهلا که برامون چهارصد و پنجاه یورو فرستاده با یه بسته شکلات دیگه خیالم راحت شد !بعداز اون این حمید نویسنده وبلاگ سفر به فراسو بود که برامون  پول فرستاد با چند کتاب و گفت اسمم رو ننویس و من گوش نکردم و نوشتم ! برای اینکه همراهی بیشتر بشه که شد ! دیگه مطمئن بودم که لباس بچه ها تهیه میشد ! مهندس عظیمی و آقا رضا عزیزی نفرات بعدی بودن که رسیدن و گفتن ننویس چقدر دادیم ! اینجا بود که محمد بنی اسدی از امریکا زنگ زد و گفت رو من تا سیصد تومن حساب کن ! از خودت بده ؛ من اومدم بهت میدم ! روز بیست و ششم بود و ما پول داشتیم ؛ اما وقت خرید کم بود !سر زدم بانک از پولهایی که قرار بود حواله بشه هنوز خبری نبود اما ما برای خرید دیگه پول به اندازه کافی داشتیم ! احتمال خرید بلیط هواپیما یا قطار تقریبا صفر درصد بود قرار شد اگر بلیط گیر اومد که بریم خرید لباس والا من پول رو بردارم برم اونجا خرید ! تنهایی ! آرمان رو فرستاده بودیم شمال پیش مادر بزرگش و من ارتمیس مونده بودیم تهران ! به همه بچه ها گفتم من بیست وهشتم  بم هستم ؛ خودتون هر جوری میتونین بیائید و منتظر من نباشید ! صبح بیست و هفتم رفتم خرید بلیط . فروشنده خنده ای کرد که جناب بنظرتون یه کم دیر نیومدین ؟ اما وقتی تو لیست کنسلیها یه نگاه کرد خندید و گفت بلیط هست ! چند نفر میخواهید . بلیط من و آرتمیس جور شد ! بعد بلیط کاوه و شادی ! حالا وقت خرید لباس بود آرتمیس و الهام و شادی از یک طرف و من و کاوه از یک طرف ؛ یه آژانس گرفتیم و با کاوه راه افتادیم ! دوازده شب که برگشتیم ؛ همه چیز خریده بودیم ! و فردا صبح رفتیم بم ! ساعت یک بعدالظهر بود که از در یتیم خونه رفتیم تو و اولین جمله ای که شنیدیم از شکور بود که گفت : گفتم مهندس میاد ! دیدین ! قولش قوله !

ننشسته من برگشتم بم ! خرید برای میهمانی شب ؛ یه چیزی حدود یکصد هزار تومن شکلات و شیرینی و میوه خریده بودیم و برای شب مرغ گرفتم ؛ اونقدر که هرچی میخواهند بخورند!

آرتمیس و شادی لباسها رو یکی یکی تن بچه ها میکردن تا لباسهای مناسبشون پیدا بشه ! این کار چهار ساعت طول کشید !

           یتیم خانه بم نوروز 84

                                آرتمیس در حال متر کردن تک تک لباسها !

 

 اما اونها خسته نشدن ! تموم لباسها بعد اینکه تن بچه ها پرو میشد تو یه کوله پشتی قرار میگرفت تا بتونن بعدا با خودشون ببرن مرخصی !

من هم با کاوه مشغول تقسیم شکلات اهدایی شهلا و تقسیم کارت تبریکهای اسد شدیم ! کارتها رو مینوشتم و مهر میزدم و میدادم دست بچه ها ! بعد نوبت خوردن آناناس و نارگیل شد ! جایتان خالی ! فکر کنید چطور میشه آب یک نارگیل رو بین هیجده تا بچه تقسیم کرد ! اونم به نوبت ! برای هر جرعه مجبور بودم بین بچه قرعه بیندازم !

          

                     آناناس خورون .  ۱۸ جفت چشم و دهنهای باز و من بیچاره

 

بعد آناناس خورون و نارگیل خورون (بقول بچه ها کله میمون ) تا وقت شام رسید ! جایتان سبز ! تو لیوانهای پلاستیکی نوشابه خوردن و تو سینی استیل غذا خوردن ؛ فقط وقتی مزه داره که همه شاد باشن و همینطور بود !

           یتیم خانه بم نوروز 84

     جایتان خالی !! میدونستید که میشود در یک لیوان پلاستیکی کوکا و فانتا را با سون آپ قاطی خورد !

 

 اونجا یاد همتون کردیم ! یاد حامد که همه بچه ها سراغشو میگرفتن بیشتر از همه ! شام رو خوردیم و باز برنامه شیرینی خورون بعد میوه خورون و آخر بازی کنون ! اول صندلی بازی کردیم ؛ به دو نفرآخر نفری پونصد تومن عیدی میدادیم ! بعد یه بازی ابداعی رو شروع کردیم ! بازی اینطوری بود که بچه ها تو یه ردیف مینشستن و ما رو بروی اونها هر کسی تکون میخورد یا حتی پلک میزد میسوخت و میامد پشت سر ما برای اونهایی که نسوخته بودن ادا در میاورد که اونها هم بسوزن ! این بازی هم جایزه هزار تومنی داشت ! بعد بازی چشم بسته راه رفتن و ..... و قسمت جذاب عید یعنی عیدی گرفتن ! عیدی بچه ها از سه هزار تومن تا شش هزار تومن بود و عیدی بچه سه چهار ساله تازه وارد که پدر ومادرش رو تو زلزله از دست داده بود و تو خونه مادر بزرگش ؛ نگه داری میشد بیست هزار تومن بعد گرفت عیدی  دیگه  موقع خواب شده بود ! خوابیدیم تا صبح و صبح قبل از اینکه ما بیدارشیم بچه ها لباسهای عیدشون رو تنشون کرده بودن و آماده رفتن بودن ! همه میخواست دیگه برن مرخصی و ما تو یتیم خونه تنها موندیم و همه رفتن ! همه میخواستن ثابت کنن که بی کس و کار نیستن ! حتی اونایی که هیچکس رو نداشتن ! به امید خونه صاحب خونه قبل از زلزله رفتن و ما غرق حیرت ماندیم ! و تازه بیست و نهم اسفند بود ! بنابراین  راه افتادیم به سمت بچه های یتیم ساکن تو خونه مادر بزرگها و پدر بزرگها !

 

و من فقط میتونم این رو بگم که

اگر شما نبودین

عید بچه های یتیم خونه مومن آباد ؛ بم

 مثل سالهای قبل باز هم تاریک و غمگین بود

یاران شاپرکان

دلتان خوش و سرتان سلامت

پیمان سعیدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 18:51  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

از تمام شما دوستانی که ما رو یاری کردید برای شاد کردن دلهای این بچه ها متشکرم.

فکر کنم بهتره با عکسها حرف بزنیم !

بم . یتیم خانه مومن آباد

فکر نکنم هیچ بحث علمی این قده مهم باشه که بتونه این بچه ها رو اروم یه جا نگه داره

این مراسم آناناس خورونه !! میوه عجیبی که تا بحال کسی اونو نخورده !! لا اقل تو یتیم خونه !

یتیم خونه بم . نوروز 1384

عباس رو که یادتون هست !

اینجا بچه ها (آرتمیس و شادی دارن لباسها و کفشهای اونو تو کوله پشتیش میگذارن )

بم یتیم خونه مومن آباد

اینم یه شام شاهونه !! چلو مرغ اونم هرچقدر بخواهی ! فقط حیف که تو سینیهای استیل بود !!

هرچند بچه ها به این موضوعها اهمیت نمیدن ! تو لیوان پلاستیکی هم میشه سون آپ را با فانتا و کوکا قاطی خورد !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 11:11  توسط مهندس علیرضا سعیدی  |